پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
132
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
مىشود « 1 » . عدهء ديگرى از تركمنها نيز به سمت غرب آسيا و حتى اروپا رفتند و شايد به علت سهولت تلفظ به تدريج « من » از نام آنان برداشته شد و اكنون فقط ترك خوانده مىشوند . همانطور كه قبلا گفتم ، بين استراباد و ازبكستان تعدادى از تركمنها باقى مانده بودند ، ولى اخيرا شاهعباس به دليل اينكه آنان از ازبكها طرفدارى مىكردند و بهعلاوه مذهبشان شيعه نبود و به تركها شباهت داشت و به او وفادار نبودند و روىهمرفته وجودشان به ضرر كشور تمام مىشد به قلع و قمع آنان پرداخت . با وجود اين بايد گفت كه در نقاط ديگر كشور او ، از قبيل مديا و آلبانيا و ساير جاها هنوز تعداد زيادى تركمن زندگى مىكنند كه قسمتى از آنها در دهكدهها و شهرها مستقر شدهاند و عدهء ديگرى كماكان چادرنشين هستند و در بين خود ، سلطانها و خانهايى دارند كه كاملا از شاه فرمانبردارى مىكنند و به او وفادارند . تصور مىكنم به اندازهء كافى اطراف درياچهء خزر و مازندران را توصيف كرده باشم ؛ ولى به همان شيوهء معمولى ، يعنى هرچه به يادم آمده به تدريج به روى كاغذ آوردهام و با مراجعه به نقشههاى قديم و جديد بايد واقعيت و حقيقت مطلب را درك كرد ؛ و حالا مجددا به شرح بقيهء مسافرت مىپردازم : پس از اينكه در برف سنگين سه فرسنگ از فيروزكوه بيرون رفتيم ، ايالت عراق به انتها رسيد و به مازندران رسيديم ؛ ضمنا راهپيمايى از نقاط مرتفع كوهستانى نيز تمام شد و در سراشيبى افتاديم كه منتهى به درهاى مىشد ، با اين تفاوت كه برعكس درهء خشك پيشين ، اين يكى مستور از جنگل و پرآب بود ، بهطورى كه درختان زيبا و بلند دامنههاى كوه مرا به ياد سرزمينهاى مشابه آن در اروپا مىانداخت و در سفرهاى خود به قسمتهاى مختلف آسيا و افريقا نظير آن را نديده بودم و از موقعى كه ايتاليا را ترك كردهام اولين بارى بود كه به جنگل و زمين پرآب بر مىخوردم . يك ساعت بعد از برآمدن شب ، در حالى كه در مجموع پنج فرسنگ راه رفته بوديم ، به اولين نقطهء مسكون مازندران ، كه ده كوچكى به نام سرخ رباط « 2 » بود ، رسيديم . اين ده ، مانند دهات بىشمار ديگرى ، اخيرا به دستور شاه در اطراف جاده ساخته شده تا مسافران از جهت مسكن در
--> ( 1 ) . اظهار نظر نويسنده صحيح است و تركمنها كه از اقوام آسياى مركزى هستند ، قبلا اوغوز يا غوز ناميده مىشدند و بعد از اينكه در دورهء مغول به دين اسلام درآمدند ، نام آنان نيز عوض شد . - م . ( 2 ) . نويسنده در اينجا لغت نامفهومى را ذكر مىكند ؛ ولى با توجه به تشابه كلمه و راهى كه او رفته است ، تصور مىرود همان سرخ رباط ، يعنى دهى باشد كه در 25 كيلومترى گردنهء گدوك بين راه فيروزكوه به سارى واقع شده .